
مریض بودم مامانم داشت داروهامو میاورد
خواهر زادم اومد، گفت :منم از اینا میخوام!!!
مامانم :الهی مامانبزرگ بمیره برات اینا پی پیه! فقط دایی باید بخوره
بچه هم گفت :اه اه خاک تو سرتدایی!!!!
هیچى دیگه این هرشب تا چک نکنه که من پى پیمو خوردم یا نه، نمیخوابه!!!!!
نظرات شما عزیزان:

